من میگم بیچاره پسر ِ خلدون که موضوع اولین تحقیق ما شد..
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/01/20ساعت 19:50  توسط بنده خدا
|
به نامش انگشت اتهام از پیش روی ما بردارید که خود معترفیم به رندی و سالوسی!ا اعتماد به نفسمان آن قَدَر بالاست که ادعای بندگی خدا می کنیم و از آنجا که دانستیم پیامبران خدا کتاب دارند و بندگان خدا وبلاگ.. خود را آویزان این دنیای مجازی کردیم(بماند که گاهی چقدر نادم می شویم)ا با اذعان به این اصل که اصلا قابل پیش بینی نیستیم.. هم اکنون هوای عالم شدن به علم النفس در سر می پرورانیم. (شاید بعدها آدرس کلینیکمان را دادیم,گرچه هر کسی از عهده ی قیمت ویزیتمان برنخواهدآمد!)ا ذهنمان مملو از سوالات بی جواب مانده در عموم زمینه هاست, که اصولا از حوصله ی همه ی اجتماعات خارج است.در پایان برای اینکه اطلاعاتتان در مورد ما و وبلاگمان کامل شود استناد می کنیم به شعری از رفیق گمناممان(حفظه الله)ا که می فرماید:ا هر چی میگم حقیقته بسته به اون سلیقته..!ا